همه ای ما نیاز داریم تصویر روشنی از خود داشته باشیم، بدانیم چه کسی هستیم و می خواهیم چه کاری انجام دهیم. آنچه هر فرد در زندگی به شدت به آن نیازمند است، داشتن تصویری روشن از هویت خود است. افرادی که به این شرایط دست یافته اند، در انجام وظایف خود ثبات و استواری بیشتری نشان می دهن. هویت به مفهومی درونی و ذهن که هر فرد از خود به عنوان یک شخص دارد و در واقع خودِ اساسی و مستمر اوست، اطلاق می شود. احساس هویت، هماهنگی ادراک فرد از خویشتن با ادراک دیگران از اوست.هویت به گذشته وابیسته، و تعیین کنندهٔ آینده است؛ زیرا در کودکی ریشه دارد و پایه و مبنایی است که وظایف زندگی آینده از طریق آن به ظهور می رسد. هویت یک ساختار روانی – اجتماعی است و باعث تمایز فرد از دیگران می شودو به عبارتی تشکیل هویت فرآیندی است مستمر که در آن بین خود و دیگران، مرزهایی ساخته می شود، از بین می رود و اصلاح می گردد. تشکیل هویت نهایی از همان دوران اولیه کودکی با ایجاد احساس اعتماد یا عدم اعتماد نسبت به افراد و جهان پیرامون کودک شکل می گیرد. هر چند رشد هویت فرایندی است که در طول عمر ادامه دارد ولی جستجو برای به دست آوردن آن، به خصوص در دوران نوجوانی بیشتر مطرح می شود.

در توضیح هویت، دو مفهوم اساسی ذکر می شود که دعبارت است از بحران و تعهد.

بحران به زمانی اشاره دارد که فرد در هنگام عبور از آن به طور فعال درگیر انتخاب متناوبی بین فعالیت ها و اعتقاداتش است. به طور کلی شرایطی را که فرد در حال جستجوی تمام گزینه ها و سپس انتخاب و اولویت بندی می باشد.، بحران می نامند. با توجه به پیچیده تر شدن جوامع و افزایش گزینه های متنوع شغلی برای انتخاب از یک سو و اولویت بندی ارزش ها و معیار ها، در نظر گرفتن توانمندی، شرایط و امکانات برای دستیابی به اهداف مورد نظر از سوی دیگر، بخش زیادی از فکر و انرژی جوانان به سپری کردن بحران اختصاص می یابد.

تعهد به سرمایه گذاری فرد در یک شغل یا اعتقاد اشاره دارد.تعهد چارچوب اجرایی جهت دار و هدفمندی ایجاد می کند که در آن فرد رفتار خود را بازبینی، ارزیابی و تنظیم می کند.

از ترکیب وجود یا فقدان دو معیار بحران و تعهد می توان چهار نوع هویت را مشخص نمود: هویت موفق، دیررس، زودرس و هویت سردرگک. در وضع «هویت موفق» فرد بحران را پشت سر گذاشته و دارای تعهد است. در وضع«هویت دیررس» فرد در دورهٔ بحران است ولی تعهدی ایجاد نکرده است. در شرایط «هویت زودرس» فرد بحران نداشته، اما متعهد است و بالاخرده در وضع «هویت سردرگم» فرد نه بحران دارد و نع تعهد. در زیر به اختصار به شرح الگو های رفتاری در این چهار نوع هویت می پردازیم.

هویت موفق

این وضع از نظر رشدی، پیشرفته ترین حالت است. افرادی که در این وضع قرار می گیرند، دوره ای از جستجوی گزینه ها را پشت سر گذاشته و تعهدهای ثابت و روشنی ایجاد کرده اند. آنها به طور جدی انتخاب های متعددی را در نظر گرفته و با توجه به شرایط خود تصمیم گیری می کنند. اگر در معرض تغییرات ناگهانی محیط قرار گیرند، خود را نمی بازند و قدرت انعطاف آنها، شیوهٔ ارتباط این افراد با جهان را تبیین می کند. آنها مطابق با معیارهای درونی خود قضاوت می کنند. راهبردی برای تصمیم گیری خلاقانه و منطقی به کار می گیرند و در تصمیمات خود وابستگی کمتری به عقاید دیگران دارند. این افراد با مسائل به طور مستقیم رو به رو می شوند و پس از جستجو و ارزیابی اطلاعات مناسب و توجه دقیق به پیامد های تصمیم گیری شان، تصمیم می گیرند.

هویت دیررس

افراد دارای هویت دیررس در حال گذراندن بحران می باشند و کوشش فعالی برای ایجاد تعهد دارند و سعی می کنند بین منابع گوناگون هماهنگی ایجاد کنند. با این حال هنوز تعهد مهمی ندارند. این افراد اغلب به عنوان افرادی که با خودشان دل مشغولی دارند، توصیف می شوند. آنها می کوشند بین تقاضاهای دالدین، انتظارات جامعه و توانمندی های خود مصالحه ای برقرار کنند. گاهی ظاهر گیج و سردرگمی دارند که حاکی از دل مشغولی های زیاد و کشمکش درونی با سئوال های است که در بعضی مواقع غیرقابل حل به نظر می رسد آنها ممکن است به برقراری روابط صمیمانه اقدام کنند اما نسبت به ایجاد تعهد در روابط بی میل باشند.انعطاف پذیری، تأمل نسبت به خود و عزت نفس بالا از ویژگی های مثبت و غیر قابل پیش بینی بودن، به سرعت عصبی و خشمگین شدن جزء خصوصیات منفی آنهاست.

هویت زودرس

گروه دارای هویت زودرس از نظر تعهد به اهداف و برنامه های زندگی در سطح بالایی قرار دارند ولی فاقد تجربه بحران هویت هستند. مشکل اساسی این افراد اجتناب از انتخاب و خودمختاری است. این افراد بیشتر پیرو دیگران هستند و آنچه را که بزرگترها در مورد شغل، مذهب و یا مسائل اساسی تحمیل می کنند. بی چون و چرا می پذیرند؛ گویی از مسئولیت هایی که با آزادی فرد همراه باشد، وحشت دارند. اگر با موقعیتی مواجه شوند که در آن ارزش های والدینی کارآیی نداشته باشد به شدت احساس ترس و تهدید می کنند. این افراد ممکن است در آغاز شبیه افراد دارای هویت موفق جلوه کنند با این حال عدم انعطاف و دفاعی بودن آنها به زودی آشکار می شود. آنهای در جستجوی تأیید بوده و اعمالشان بر پایهٔ عقاید دیگران است. این افراد میزان بالایی از همنوایی، عدم انعطاف پذیری و وابستگی به مراجع قدرت نشان می دهند. آنها در مقایسه با هویت دیررس و موفق، تأمل و تفکر نسبت به خود استقلال و اعتماد به نفس کمتری دارند، معمولا بودن فکر و تکانشی تر عمل می کنند و بیشتر پیرو هستند تا رهبر.

هویت سردرگم

مشخصهٔ اصلی این افراد حالت آشفتگی است. تعهدات فرد نسبت به دیگران اندک است و به جای آن تأکید عمده بر نسبی گرایی و زندگی لحظه ای است. این افراد نقش های اجتماعی را مرتباً مورد آزمایش قرار می دهند و به سرعت تصمیم می گیرند. به راحتی تحت سیطرهٔ هر نقشی در می آیند و افرادی بی هدف و سرگردان به نظر می رسند.

در سردرگمی هویت، فرد انتخاب ثابتی دربارهٔ تعهدات خود ندارد و تلاشی در جهت اهداف و ارزش های فردی خود انجام نمی دهد. اگر در گذشته بحرانی را تجربه کرده باشد، احتمالا بدون اینکه در پی آن تعهدی ایجاد کرده باشد، بحران خاتمه یافته است. افراد سردرگم، در مقایسه با افراد دیگر، عزت نفس، خودفرمانی و خویشتن داری کمتری نشان می دهند.

همانطور که مشاهده کردیم، چهار نوع وضع متفاوت برای کسب هویت در پیش روی جوانان قرار دارد. کسب هویت جزء مهم ترین تکالیف سنین جوانی است و روانشناسان می توانند در جریان کسب هویت، به تلاش و فعالیت افراد جهت دهند، فرایند کسب هویت را تسهیل سازند و به افزایش کار آمدی جوانان کمک کنند. در این باره نخست باید افراد دید گسترده ای نسبت به گزینه های موجود به دست آورند و پس از آن به اولویت بندی علایق، ارزش ها، هدف گذاری و برنامه ریزی بپردازند. گام بعدی رسیدن به اصول و معیارهای شخصی است. این اصول و معیارها