همانگونه که در شماره پیش، ذکر شد مولفه های یک رابطه رضایت بخش عبارتند از صداقت، صراحت، احترام و خودمختاری، براساس نوع ترکیب این مؤلفه ها با یکدیگر چهار سبک یا الگوی ارتباطی شکل می گیرد که عبارتند از: الگوی قاطع/ الگوی پرخاشگر/ الگوی سلطه گر/ الگوی سلطه پذیر، حال به شرح و توصیف این الگوها می پردازیم.

قاطعیت: برقراری ارتباط صادقانه، صریح(مستقیم و روشن)، توأم با احترام متقابل و اصیل، و خودمختار متقابل است(برد- برد).

پرخاشگری: برقراری ارتباط صادقانه، نیمه صریح(مستقیم و مبهم)، بدون احترام متقابل، و کنترل فرد متقابل (برد- باخت).

سلطه گری: برقراری ارتباط غیرصادقانه، غیر صریح (غیر مستقیم و مبهم) توأم با احترام ظاهری، و کنترل فرد مقابل ( برد- باخت).

سلطه پذیری: برقراری ارتباط غیر صادقانه، غیر صریح (غیر مستقیم و مبهم) توأم با احترام (گاهی ظاهری و گاهی اصیل) به فرد مقابل، و خودمختاری فرد مقابل (باخت- برد).

همانگونه که در تعریف این سبک ها مشخص است، فردی که از قاطعیت برخوردار است، تا آنجا که ممکن است صادقانه ارتباط برقرار می کند. به عبارت دیگر، بین آنچه که در فکر و احساس فرد قاطع می گذرد و آنچه عملاً در رفتار وی متجلی می شود هماهنگی و توافق وجود دارد.

شایان ذکر است پیام یا رفتار غیر صادقانه به سبب تناقضی که در رفتارایجاد می کند ممکن است برملا شود. خیلی اوقات ما به صورت شهودی احساس می کنیم فرد مقابل در رفتار خود صداقت ندارد، اما دلیلی هم نی توانیم برای برداشت خود بیاوریم. گاهی برداشتهای شهودی ما اشتباه می کند، اما در برخی مواقع نیز درست از آب درمی آید زیرا تناقض در گفتار، لحن، و بدن فرد گاهی از ورای رفتارش قابل تشخیص است. به عبارتی دیگر رنگ رخساره معمولاً خبر می دهد از سِرّ درون. کودکان عموماّ در تشخیص رفتار صادقانه از غیر صادقانه از مهارت بیشتری به نسبت بزرگسالان برخوردارند، اما در مجموع همه انسانها کم و بیش و به طور نسبی می توانند احساسات و افکار پنهانی را در دیگران تشخیص دهند.

حال تصور کنید فردی در نظام ارتباطی خود میان افکار و احساسات درونی و رفتار آشکارش (زبا بدن، لحن و گفتار) هماهنگی وجود نداشته باشد. در این صورت کسانی که با وی می گذرد و آنچه که به دیگران در ظاهر نشان می دهد تشخیص دهند.همین مسئله ممکن است به پیچیده شدن ارتباط، بالا رفتن احتمال برخورد مشابه در فرد مقابل، بی اعتمادی، و در نهایت قطع ارتباط بینجامد. در صورتی که برخورد صادقانه بر اساس الگوی قاطعیت چنین مشکلاتی را به میان نمی آورد.

از سوی دیگر، فرد قاطع می تواند آنچه را که در دل حس می کند به گونه روشن و مستقیم در ارتباطات منتقل کند. با اینکه پیامهای وی مستقیم است، اما بدون احترام نیست. در واقع قاطعیت هنر برقراری و ارسال پیام به ترتیبی است که هم مستقیم و هم محترمانه برخورد کردن، به قدری پیامهای خود را غیرمستقیم منتقل می کنند که سبب پیچیدگی و قلب پیام می شود ( پیام های کلی، ذهنی، نامشخص). اما ارسال پیام در الگوی قاطعیت به ترتیبی است که پیام در عین شفافیت و مستقیم بودن ( جزئی، عینی، مشخص) در یک جو صمیمی و محترمانه ارسال می گردد.

از سوی دیگر افراد قاطع در صدد کنترل کردن دیگران نیستند، و در ارتباط دامنه آزادیهای فردی و انتخاب های مقابل را تا آنجایی که امکان دارد محدود نمی کنند. بدیهی است چنانچه محدودیتی هم برای فرد مقابل اعمال شود، این محدودیت تا حد امکان به صورت توافقی و با آگاهی متقابل اعمال می شود.

پرخاشگری نیز بر اساس ارتباطات صادقانه، مستقیم و مبهم، همراه با کنترل، و بدون احترام متقابل تعریف می گردد. رفتار فرد پرخاشگر از صداقت برخوردار است زیرا آنچه که در دلش می گذرد بی پروا در رفتارش نشان می دهد. از سوی دگر، چنین فردی به صورت مستقیم برخورد می کند. اما در این برخورد مستقیم نه به خود احترام می گذارد و نه دیگران. همچنین گفته های فرد پرخاشگر  معمولاً روشن و شفاف نیست. کافی است وقتی خیلی عصبانی مس شوید به حرفهایی که می زنید دقت کنید. فرد عصبانی معمولاً کلی گویی می کند و پیامهایی که به دیگران ارسال می کند به دلیل مبهم بودن ارزش خبری ندارد. از این روی پیامهای یک فرد پرخاشگر معمولاً نامشخص و همچنین ذهنی است. اما ممکن است ماهیتی جزئی، و نه کلی، داشته باشد. برای مثال، مادری که از دست کودک خود عصبانی است و به وی می گوید «خیلی بچه بد و بی تربیتی هستی» در واقع هیچ گونه اطلاعات عینی و روشنی به فرزند خود ارائه نمی کند تا کودک بتواند آن را رهنمای سلوک خود قرار دهد. از دگر سوی، هدف اصلی فردی با سبک ارتباطی پرخاشگری، زورگویی و کنترل است، و این زور گویی و کنترل به نحو آشکار و مستقیمی ابراز می شود.

سلطه گری نوع دیگری از سبک برقراری ارتباط است که با پرخاشگری ارتباط تنگاتنگی  دارد و معمولاً با آن مشتبه می شود، در حالی که این دو سبک به لحاظ تجلی تمایزهایی دارند. در سلطه گری نیز هدف کنترل و زورگویی است، منتها این کنترل نه به نحو آشکار، بلکه به صورت پنهان و با فریب، اعمال می کشود. از این روی در سلطه گری (و البته تا حدی در پرخاشگری) یک دید غیر انسانی و ابزار گرایانه نسبت به انسانها، از جمله خود فرد سلطه گر، وجود دارد.فرد سلطه گر کسی است که خود و دیگران را یک شی می بیند نه یک انسان، و به صورتی که در بلند مدت به ضض خود وی تمام می شود دیگران را استثمار می کند. از این روی، این الگوی ارتباطی براساس برخوردهای غیرصادقانه، غیرمستقیم، پیچیده و توأم با احترام ظاهری افراطی به هدف فریب و استثمار دیگران مشخص می شود.پنهان کاری و فثدان صداقت اغلب از ترس است. بنابر این ترس از آینده و برملا شدن نیات پنهانی از ترس های همیشگی در سلطه گری است.

فرد کم رو یا سلطه پذیر کسی است که بسیار غیر مستقیم و مبهم برخورد می کند و از این روی پیامهایی که در رابطهٔ خود با دیگران ارسال می کند، البته اگر ارسال شود، روشن نسیتند. در عین حال ارتباط فرد سلطه پذیر در یک جو صمیمی و توأم با احترام متقابل صورت نمی گیرد، بلکه بدون توجه به حرمت خود، نگران بی احترامی نکردن به دیگران است و در این کار هم معمولاً به صورت اغراق آمیز عمل می کند.

ناتوانی در ابراز خواسته ها و تمایلات و عدم حفظ حرمت خود که وجه مشخصه اشخاص سلطه پذیر است، سبب شکل گیری تدریجی یک خشم پنهان و انباشته در آنها می شود. از این روی مشاهده رفتار های انفجاری و مهارناپذیر در افراد سلطه پذیر، آنهم به صورت مبهم و گاهی جابجا شده به سوی اشخاص بی گناه (مثل همسر و فرزندان) قابل پیش بینی است.

ضرب المثل« از آن نترس که های و هوی دارد، از آن بترس که سر به توی دارد» تا حدودی مصداق افراد کم رو است. زیرا سرکوبی و پنهان کردن افکار، احساسات و تمایلات، ظرفیت محدودی دارد و انباشتگی آنها سبب تجمع و شکل گیری نیروهای مخربی می شود که تخلیه و افشای ناگهانی آنها ممکن است به نتایج بسیار ناگواری منجر شود.

آنچه در این چهار الگوی ارتباطی باید مورد توجه قرار گیرد، ماهیت و اهداف ارتباطی است. ماهیت ارتباط در قاطعیت ، برد- برد و یا به عبارتی حفظ منافع هر دو طرف است. به عبارتی دیگر، مؤلفه های موجود در قاطعیت آن را به سبکی یاری بخش برای برقراری ارتباط بدل می کند. اما در پرخاشگری و سلطه گری هدف و ماهیت رابطه برد- باخت و در کم روی، باخت- برد است. نکته شایان توجه در این خصوص، این است که باخت- برد در کم رویی، به معنای دقیق کلمه انعکاسی از خود – شکست دهی و در مواردی مرضی، خود – تخریبی است که در آن بیمار، به صورت ناهشیار، با هدف آسیب رساندن به خود عمل می کند. اما در موارد نه چندان مرضی اما تا حدی سازش نایافته، افراد کم رو معمولاً در اثر توجه افراطی به اهداف کوتاه مدت و نه بلند مدت رفتار، به نحوی که به ضرر خودشان تمام شود ارتباط برقرار می کنند. برهمین اساس است که ماهیت رابطه در سلطه پذیری باخت – برد تلقی می شود. اما آنچه در اینجا شایان توجه است، این است که هر سه الگوی پرخاشگری، سلطه گری، و کم رویی در بلند مدت، باخت – باخت هستند، زیرا ارتباطی که به صورت دو جانبه و یاری بخش نباشد یا دوام نمی آورد و یا به صورتی مخرب ادامه می یابد.