هرسال قبل از اتمام امتحانات و شروع رخصتی ها، برنامه های مختلفی را برای رخصتی در نظر می گرفت و همیشه یکی از اهداف که برای خود انتخاب می کرد، شرکت در برنامه های مختلف ورزشی، هنری و همچنین مسافرت و رفت و آمد با دوستان خود در ولایات بود که در طی سمستر تحصیلی از آنها دور مانده بود. با این حال، هر سال پس از تمام شدن تعطیلات متوجه می شد که هیچ یک از اهداف خود را اجرا نکرده است.

او هر سال بیشتر به این نتبجه می رسید که انسان «بی اراده» است که نمی تواند به هیچ یک از هدف های خود برسد به همین دلیل، دیگر هدف و برنامه ای برای خود تنظیم نمی کند چون در عمل قادر به اجرای هیچ یک از هدف های خود نبوده است.

یکی از راه های مهم دست یابی به موفقیت، تعین هدف های مناسب برای زندگی خود است. تعین هدف،راه رسیدن به موفقیت را به انسان نشان می دهد. انسان های موفق، انسان هایی هستند که اهداف مناسبی برای خود تعیین کرده اند و در راه رسیدن به اهداف خود به درستی حرکت کرده اند. با این حال، هدف گذاری دارای فرآیند خاصی است که قابل یاد گرفتن است و هرچه فرد در این راه تمرین و تجربه بیشتری داشته باشد، بر این توانایی مسلط تر و ماهر تر خواهد شد.تحقیقات و پژوهش های مختلفی که در زمینه اهمیت هدف گذاری انجام شده است نشان می دهد، افرادی که هدف و به ویژه اهداف بزرگی در ذهن خود می پرورانند و از اصول صحیح هدف گذاری پیروی می کنند، بسیاری موفق تر از کسانی هستند که یا هدفی برای خود تنظیم نمی کنند و یا هدفشان کوچک و ابتدایی است.

برای آن که بتوانید به اهداف زندگی خود دست یابد، در درجه اول هدف های مناسب و شایسته ای تعیین کنید به یاد داشته باشید:

o  هدف باید واقع بینانه باشد. هدفی را برای خود تعیین کنید که در واقعیت امکان دست یابی به آن داشته باشد. مثلا رفتن به کره مریخ، یک هدف فوق العاده غیر واقعی است ولی رفتن به کشور هندوستان بسیار واقع بینانه است. تعیین اهداف غیرواقع بینانه نه تنها کمکی به موفقیت فرد نمی کنند بلکه او را با مشکلات متعددی نیز روبه رو می کنند مانند ناتوانی در دست یابی به موفقیت که در بسیاری از مواقع باعث کاهش عزت نفس افراد می شود و به نوبه خود با ایجاد افسردگی و حتی در بعضی موارد خودکشی همراه است.

در این جا به نمونه ای از هدف گذاری های غیر واقع بینانه توجه کنید:س. سمستر گذشته مشروط شده بود و از این بابت بسیار متاسف بود. او هدف سمستر جاری خود را اوسط نمرات بالای ۸۰ تنظیم کرده بود. این در حالی بود که در سمستر جاری، نه تنها مجبور به گذراندن کردت هایی بود که در سمستر گذشته افتاده بود و اصولا در این دروس ضعیف بود، بلکه کردت های اختصاصی سنگین دیگری را نیز انتخاب کرده بود که به مراتب از دروس سمستر گذشته او دشوار تر بودند و در این میان هیچ کردت عمومی دیگری نیز نداشت.

o  هدف باید اختصاصی باشد. یکی از دلایل شکست بعضی افراد در دست یابی به هدف شان، آن است که هدف خود را بسیار کلی، مبهم و نامشخص بیان می کنند.

غلط:کاهش وزن.

درست:کاهش ۵ کیلو وزن، طی ۳ ماه.

در مثال بالا، کاهش وزن، یک هدف بسیار کلی و مبهم است. در حالی که اگر همین موضوع به صورت اختصاصی و ظریف مشخص شود یعنی کاهش ۵ کیلو وزن، طی ۳ ماه، یک هدف کاملاً اختصاصی، روشن و صریحی است که راه و مسیر فرد را در دست یابی به موفقیت کاملاٌ روشن می کند. نمونه ای از اهداف مبهم عبارت اند از: حداکثر تلاش را به کاربردن، عوض شدن، تغییر برخورد با دیگران، درس خوان شدن، جدی گرفتن درس، و … .

o  هدف باید دارای محدودیت زمانی مشخصی باشد. به عبارت دیگر، هنگام هدف گذاری باید عامل زمان را مدّ نظر داشته باشید. اگر هدف کاهش ۳ کیلو وزن است حتماً باید مشخص کنید، در طی چه زمانی؟ اگر هدف، افزایش ۱۰ نمره به اوسط نمرات است باید مشخص شود این هدف مربوط به کدام سمستر است؟

o  هدف باید قابل سنجش باشد. قابل سنجش بودن هدف، این امکان را به شما می دهد که میزان پیشرفت خود را در طی زمان ارزیابی کنید. مسلماً آگاهی از این که در طی زمان به درستی در جهت دست یابی به هدف خود پیش می روید، نه تنها در ادامه مسیر به شما کمک می کند بلکه عزت نفس و باور شما به توانایی های خودتان را افزایش می دهد.

o  موانع دست یابی به هدف باید مشخص شود. یکی از نکاتی که معمولاً هنگام هدف گذاری مورد بی توجهی قرار می گیرد، موانع دست یابی به هدف است. بهتر است هنگام تعیین هدف گذاری به موانعی که ممکن است در دست یابی به هدف ایجاد شود نیز توجه داشته و تا آن جا که ممکن است این موانع را پیش بینی کرد. سپس، برای برطرف کردن این موانع احتمالی نیز چاره هایی اندیشید. مثلاً در مورد هدف کاهش ۵ کیلو وزن، طی ۳ ماه، می توان موانع احتمالی زیر را پیش بینی کرد:

  • وسوسه مصرف غذاهای خوشمزه و پرکالری( پرچرب )؛
  • دلسوزی های اطرافیان و فشار اطرافیان به کنار گذاشتن رژیم غذایی؛
  • شرکت در مهمانی ها و مجالس و عدم دسترسی به مواد غذایی رژیم و … .

سپس، برای این موانع احتمال به راه حل هایی بیاندیشید مانند:

  • نپختن غذاهای پرکالری(پرچرب ) و خوشمزه در طی دورهٔ پرهیز غذایی،
  • عدم خرید مواد غذایی پرکالری (پرچرب ) در طی دورهٔ پرهیز غذایی و … .

o  سلسه مراتبی از اهداف تعیین کنید. از آن جا که دست یابی به هر هدفی نیاز به زمان دارد، اگر هر هدفی به اهداف ریزتری تقسیم نشود، ممکن است فرد از دنبال کردن هدف، دلسرد، ناامید و خسته شود. به همین دلیل، توصیه می شود هر هدف خود را به اهداف کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت تقسیم کنید. در این صورت، با دست یابی به اهداف کوتاه مدت و میان مدت، احساس رضایت بیشتری از خود خواهید کرد و انگیزه شما برای دست یابی به هدف بلند مدت افزایش خواهد یافت. به مثال زیر دقت کنید:

ع. علاقه مند است که در امتحانات آخر سمستر اوسط نمرات حداقل ۸۰ به دست آورد. او این هدف نهایی (درازمدت) خود را به صورت زیرتقسیم کرده است.

هدف میان مدت: کسب حداقل نمره ۸۰ در امتحانات میان سمستر.

هدف کوتاه مدت: انجام پروژه ها و کارهای علمی دروس تا پایان برگزاری صنف ها (رخصتی قبل از امتحانات)

هدف کوتاه مدت تر: تخصیص دو ساعت در طی هر روز به استثنای جمعه ها به مطالعه دروس سمستر جاری و انجام پروژه های درسی.

علاوه بر اصولی که در بالا ذکر شد، بهتر است به نکات زیر نیز توجه کنید:

  • هدف حتماً نوشته شود. نوشتن هدف روی کاغذ باعث می شود شما هدف خودرا عینی کنید. یعنی از بیرون آن را مشاهده کنید. به این ترتیب، هدف از موضوعی ذهنی، تبدیل به موضوعی عینی و واقعی شده است که قابل مشاهده است.
  • هدف باید در جمله کوتاه بیان شود. هدف خود را در کوتاه ترین جمله ممکن بنویسید از حاشیه پردازی و سخنرانی اجتناب کنید.
  • هدف با جمله بندی مثبت بیان شود. از به کاربردن جملات منفی بپرهیزید. آن چه را که مورد نظر شما نیست در هدف خود ننویسید. آن چیزی را بنویسید که تمایل دارید به آن دست یابید.

غلط: غذای چرب و پرکالری نخورم.

درست: غذاهای کم کالری ( کم چرب ) و سبزیجات بیشتر بخورم.

غلط: وقتم را تلف نکنم ( وقتم را حدر ندهم ).

درست: وقتم را بیشتر صرف فعالیت های درسی و ورزشی کنم.

غلط: کمتر با دوستانم پرخاش کنم.

درست: سعی کنم صحبت های خودم را آرام و ملایم بیان کنم.

  • به فرآیند دست یابی به هدف اشاره شود و نه هدف نهایی: به جای آن که هدف نهایی بیان شود بهتر است نحوه دست یابی به هدف بیشتر مورد تاکید قرار بگیرد.

غلط: باید رانندگی ام عالی شود.

درست: باید به طور مرتب درس هایم را بخوانم.

  • بهتر است هدف های نسبتا بزرگ مطرح شوند.هدف های کوچک و خُرد معمولاً انگیزهٔ چندانی ایجاد نمی کنند به همین دلیل، فرد رغبتی به انجام آنها ندارد به همین دلیل، بهتر است هدف خود را با موضوعات ریز و پیش پا افتاده تعیین نکنید.
  • از تعیین اهداف متعدد و فراوان اجتناب شود. سعی کنید اهداف محدود و مشخصی داشته باشید. زیرا، تعیین اهداف متعدد و متنوع باعث هدر رفتن کوشش ها و تلاش های شما می شود و شانس موفقیت شما را محدود می کند.

از آن جا که شما هم مانند همه انسان ها به دنبال موفقیت هستید و شایستگی آن را نیز دارید و از آن جا که هدف گذاری صحیح. اولین قدم دست یابی به موفقیت است؛ سعی کنید برای زندگی خود بر اساس اصولی که در بالا گفته شد به هدف گذاری سالم بپردازید. دقت، تمرین و ممارست شما در این زمینه به شما کمک خواهد کرد تا در تعیین اهداف مناسب زندگی خود با تسلط، مهارت و سرعت بیشتری پیش روید.